*خدای ناپیدای پیدا ؛ من تو را در تنهایی هایم پیدا کردم. من تو را به ساده ترین زبان می خوانم، من حرف های قشنگ بلد نیستم ،من دلم می خواهد که خوب باشم . آنچنان باشم که تو می خواهی، آنچنان باشم که دوستم بداری، چون تو آنچنانی که از ته دل دوستت دارم و آرزوی تو می کنم. * ................ ......
اگر هرگز نمیخوابند دو چشم سرخ و نمناکم اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم اگر یک آسمان دل را به قصد عشق بردارم میان عشق وزیبایی تو را من دوست میدارم... ........................... راستی...! ...!.... من 20ساله و دانشجوی معماری دانشگاه تبریز هستم.............. از خداي مهربون براي همه ي عاشق هاي پاك تنها، آرزوي وصال معشوقشان را دارم... ............... و ....................... اميدوارم كه وبلاگم به دل هاي باصفاي شما عزيزان نشسته باشد .%
::::::::::::::::::::
برای آمدنت انتظار کافی نیست/ دعا و اشک و دلی بیقرار کافی نیست/ چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز/ هزار بار بیاید بهار کافی نیست/ خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی/ دعای اینهمه شب زنده دار کافی نیست/ اللهم عجل لوليک الفرج
.................
..........................
..................................................
هستی بهانه کردم و خندان گریستم .....تا کس نداند که گرفتار کیستم ......یا رب چه چشمه ایست محبت .......که یک قطره نوشیدم و دریا گریستم...
....
............
................................................................
..................................................................
................................................................
گجه لر آیَ باخیب من سنی یاد ایله میشم/ صبحه جان یاتمامشام فکروخیال ایله میشم/ گه یاتوب گه اویانوب بیله خیال ایله میشم/ من باخان آیَ خدایا گوره سن یاردا باخیر...؟
**********
******
***************************************
.
.
نگران تو
دلم زیبا ترین دل هاست امروز / درون این دلم غوغاست امروز
دلم را در طبق بنهاده بودم / دهم آن را به دست یار امروز . . .
آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد / آنکه تنها شده بسیار ، مرا میفهمد چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام / که فقط ریزش آوار مرا میفهمد . . .
با تو هستم تویی که رویت را از من بر میگردانی به چشمانم نگاه کن اشکهایم هنوز خشک نشده اند از چه میترسی ,من گناهت را بخشیده ام هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم برایت دعا ی خیر میکنم دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار آنها همیشه نگران تو هستند...
آخرین تکه ی قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهایش سوی دیدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چیزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی کلبه ی تنهایی ام .
اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار / میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
با قلب لبریز از غمم امشب صدایت میکنم / با اشتیاق دیدنت ، دل را فدایت میکنم
با دوست عشق زیباست ، با یار بیقراری / از دوست درد ماند و از یار یادگاری
اگر یاد گلی کردی نگاهی بر رخ خود کن / اگر یاد خزون کردی نگاهی جانب ما کن
عشق او اندر آوردم به بند / کوشش بسیار نامد سودمند
نام تو را تا میبرم قلبم غریبی میکند / چشم انتظاری در دلم درد عجیبی میکند
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد
کسی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد
از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد
سر نماز اول وقت حاضر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد در زمین
درطلوع یك دوستی هرگز غروبی نیست پس زندگی كن برای كسی كه دوستش داری!
سبدی دارم در دست می روم سوی خدا یا علی می گویم می روم تا درگه نور و امید تا به جایی که ملک ره نبرد می روم سوی خدا سوی حق سوی اُمید چون قرارم امشب است می روم تا که به من تازه براتی بدهند می روم تا در ِ رحم می زنم در با اشک و قسم می دهم او را از دل به هم او به محمّد به علی به فاطمه به هر چهارده نور خدا به قائم و به نور ... تا که مرا ره بدهد به سوی نور به چشمه غسل ذنوب سبدم را به ملائک دادند می برندش تا در ِ لطف خدا حال... و من منتظرم در ره عشق ... و دعا می کنم امشب همه را زیر لب ذکر خدا می گویم تشنگی را ز دهان دور کنم من با اشک به خدا بوی خدا می آید
آری ... نور آمد و ملائک سبدم آوردند لبالب از رحم سرریز از نور و کرم و چه زیبا با نرگس فردوس پوشانیده شده شکری می گویم به خدا می نوشم آب حیات با دل و جان آن مبارک سحر آمد و ز گلدسته دل بانگ اذان می شنوم نیست خدائی جز او ... نیست خدائی جز او آری صبح شد و سبکبال ز جا بر می خیزم به خدا
سلام بر رمضان.
سلام بر رمضان المبارک.
و مبارک است بر تمامی بندگانی
که خود و خدا میدانند
چه هستند و که هستند؛
و چه زیبا،
خدای مهربان همه را درهم میخرد
و به میهمانی این ماه دعوت میکند.
رمضان آمد، تا ما را با خدا آشتی دهد.
پس حالا که خدا نازمان را خریده، دیگر ناز نکنیم!
روزگار سختی است ...........!
آدمها خشكند ... حقايق تلخند ..... روياها شوكران !
جوی های روان تنگ اند و درختان قطور ضعيف !
خورشيد گرم است و سوزان .. ماه بی خيال و فروزان !
می دانم . من می دانم . تو هم می دانی ... همه می دانند ... روزگار عجيبی است !
انسانها در ميان خرابه هايی که زيبايشان می نامند می زیند و به آن عشق می ورزند .
و اينچنين بر حقارت خود دامن می زنند ...
و من به دور از هياهوی آدمک های دل خوش ... همچنان در خود فرو می روم .
هر چه بيشتر در ميانشان می زيم دورتر می شوم و غربيه تر !
آری ... معصوميت كودكيهايم گم شده است ،
اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و ساده دل !
و همچنان در انتظار ،
در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی ،
كه مرا از خود و خويشتن ها برهاند و به سر منشا خود بازگرداند .
و رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...
من اينجا تنها ماندم ،
خدایا مرا به بغضی که از تو می شکند بسپار ،
مرا به باد های تندِ رهاکننده ی گويا ... مرا تا هميشه به باران شوينده بسپار .
پروردگارا ، انتظار سخت ترين مجازاتی است كه برایم در نظر گرفته ای !
........همان طور که شاپرک ها نمي توانند دشت آبي اسمان را از ياد ببرند من هم چشمان زيبايت را نمي توانم فراموش کنم . تصوير زيبايت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جاي دارد ، اي کاش بداني قصر آرزوهايم را در ساحل چشمانت ساخته ام تا قلب مهربانت مداوايي باشد براي عشق پاک و مقدسم .
پرستوي تاراج باغ ديده، نه شوق كوچ به دلش ميماند نه طاقت رفتن
زندگی چون گل سرخی است، پر از عطر،پر از خار، پر از برگ، یادمان باشد اگر گل چیدیم، خار و عطر و گل و برگ همه همسایه دیوار به دیوار همند.
و من خوشبختم.....
آیا سقفی بالای سرت هست؟ نانی برای خوردن
لباسی برای پوشیدن
و ساعتی برای خوابیدن داری؟ آری
نامی برای خوانده شدن
کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن داری؟ آری
بدنی سالم برای برداشتن سبد یک پیرزن.
سقفی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟ آری
لحظهای برای حس کردن
قلبی برای دوست داشتن
و خدایی برای پرستیدن داری؟ آری
پس خوشبختی بسیار خوشبخت.
چند بيت شعر پر معنا …
از سينه تنگم دل ديوانه گريزدديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد
.........بعثت پیامبراکرم (ص) بر پیروان حقیقیش تهنیت باد........
امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمه للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم٪
این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان
در امتداد نگاه تو لحظه های انتظار شکسته می شود و بغض تنهایی من مغلوب وجود تو می شود
چندتا عکس خوشگل هم در ادامه ی مطلب برای شما گذاشتم