هرکه پرسد مکتبم گویم که عشق یار هست
اين دوروزه گر گذر باشد به من چون زار هست

ز هجرت ديده گريان و دلم درسينه لرزان است
فراقت بر دل مسكين من چون شمع سوزان است
پذيري ار مرا بگو جان به رهت فداكنم
در ره عشق كبريا قصر وفا بناكنم
دل بدهم به عشق تو زاهد بي ريا شوم
شام وسحر گريه كنان خدا خدا كنم

کمیابترین کدهای جاوا