


با که گویم که در عشق مرا مهمان نیست
قلب غمگین مرا طاقت این هجران نیست
پس بیا راز نگاهت به دل من بگشا
که به جز مهر رخت درد مرا درمان نیست


هرچی عشقه توی دنیا
من میخواستم مال ماشه
اما تو هیچ وقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه
هزاربارمُردم از عشقت
تو که هیچ وقت نمیفهمی
گله میکنم من از تو
از تو که این همه بی رحمی...

خداوند شمعی از مهربانی و عطوفت در قلب انسان به ودیعت گذاشته است ،
گناه است اگر خاموش نگه داری


کمیابترین کدهای جاوا