تبليغاتX
مکتب عشق - خسته ی خسته
*0..0*0.. غم عشقت بيابان پرورم كرد ..0*0..0*

 

 بی وفایی خیلی دیدم

 

 

نمی دونستم که منو تنها میذاری ی ی ی

 

ولی نمی تونم فراموشت کنم؟؟؟!!!

 

/قفس داران سکوتم را شکستند/

/دل دائم صبورم را شکستند/

/به جرم  پا به پاي عشق رفتن/

/پر و بال عبورم را شکستند/

/مرا از خلوتم بيرون کشيدند/

/چه بي پروا حضورم را شکستند/

/تمنا در نگاهم موج مي زد/

/ولي رويای دورم را شکستند/

 

معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نمي خوانم و نمي گويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه ی باران آموختي. مي داني قصه ی باران قصه ی شستن غم هاست و درون انسان ها پر از غم و تنهايي است و نگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو مي بالم، تنهاتر از يک برگ با باد شادي ها محجورم درآب هاي سرور آور  آرام مي رانم %

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:22 توسط :: یگانه ::

کمیابترین کدهای جاوا